فولادهای مقاوم در برابر حرارت دسته ای از آلیاژها هستند که به طور خاص برای حفظ استحکام مکانیکی و یکپارچگی ساختاری خود در مواجهه با دماهای بالا مهندسی شده اند. برخلاف فولاد کربنی استاندارد که استحکام خود را از دست می دهد و در دماهای نسبتاً پایین دچار تغییرات ریزساختاری می شود، این آلیاژها حاوی عناصر خاصی هستند که عملکرد آنها را در دمای بالا افزایش می دهد. فرمول a لوله فولادی مقاوم در برابر حرارت یک تعادل عمدی از شیمی و ساختار است که برای مقابله با اثرات مخرب گرما طراحی شده است. عناصر آلیاژی رایج عبارتند از کروم، که برای مقاومت در برابر اکسیداسیون اساسی است، و مولیبدن، که به استحکام در دماهای بالا و مقاومت در برابر خزش کمک می کند. نیکل اغلب برای تثبیت ریزساختار فولاد و بهبود چقرمگی آن اضافه می شود. این عناصر فولاد را در برابر تخریب در دمای بالا مصون نمیسازند، بلکه فرآیندهایی را که در غیر این صورت منجر به شکست میشود، مدیریت و کند میکنند. مواد حاصل میتوانند در محیطهایی مانند دیگهای تولید برق، کارخانههای فرآوری شیمیایی و پالایشگاههای نفت کار کنند، جایی که مواد معمولی به سرعت از بین میروند.
اکسیداسیون یک واکنش شیمیایی بین فولاد و محیط اطراف آن است، که معمولاً اکسیژن موجود در هوا است که توسط دماهای بالا تسریع می شود. برای یک لوله فولادی مقاوم در برابر حرارت ، این یک چالش همیشگی و اجتناب ناپذیر است. هنگامی که فولاد گرم می شود، اتم های آهن در سطح آن به راحتی با اکسیژن واکنش می دهند و اکسیدهای آهن را تشکیل می دهند که معمولاً به عنوان زنگ شناخته می شوند. در یک فولاد کربنی ساده، این لایه اکسید متخلخل و غیر چسبنده است، پوسته پوسته می شود تا فلز تازه زیر آن نمایان شود و منجر به از دست دادن مداوم مواد می شود. فولادهای مقاوم در برابر حرارت با افزودن مقدار کافی کروم با این امر مقابله می کنند. وقتی کروم گرم می شود، ترجیحاً با اکسیژن واکنش می دهد تا یک لایه نازک، متراکم و پایدار از اکسید کروم (Cr2O3) روی سطح ایجاد کند. این لایه به عنوان یک مانع محافظ عمل می کند و فلز زیرین را از محیط خورنده جدا می کند. سرعت اکسیداسیون بیشتر را تا حد قابل کنترلی کاهش می دهد. با این حال، این حفاظت مطلق نیست. اگر محیط حاوی عوامل تهاجمی مانند بخار آب یا ترکیبات گوگردی باشد، لایه اکسید محافظ می تواند آسیب ببیند یا از بین برود. علاوه بر این، چرخه حرارتی، که در آن لوله به طور مکرر گرم و سرد می شود، می تواند باعث ترک خوردگی و پوسته شدن لایه اکسید شود و فلز را در معرض دید قرار دهد و اکسیداسیون را تسریع کند. بنابراین، در حالی که این فولادها برای مقاومت در برابر اکسیداسیون فرموله شده اند، اما کاملاً مصون نیستند و طول عمر آنها به پایداری این لایه اکسید محافظ بستگی دارد.
خزش یک تغییر شکل وابسته به زمان است که در یک ماده تحت یک تنش مکانیکی ثابت هنگام قرار گرفتن در معرض دماهای بالا رخ می دهد. برای یک لوله فولادی مقاوم در برابر حرارت که تحت فشار داخلی و وزن خود عمل می کند، خزش یک ملاحظات طراحی حیاتی است. در دماهای معمولاً بالای 40 درصد از نقطه ذوب ماده (بر حسب کلوین)، فولاد شروع به نشان دادن تغییر شکل پلاستیکی حتی در سطوح تنش بسیار کمتر از قدرت تسلیم طبیعی خود در دمای اتاق می کند. اتم های درون شبکه کریستالی فولاد می توانند در طول زمان پخش شوند و از کنار یکدیگر بگذرند که منجر به افزایش تدریجی و دائمی ابعاد لوله، مانند افزایش قطر آن می شود. این تغییر شکل می تواند منجر به کاهش ضخامت دیواره و در نهایت منجر به پارگی شود. مقاومت در برابر خزش تابع اصلی ترکیب شیمیایی فولاد و ریزساختار آن است. عناصری مانند مولیبدن، تنگستن و وانادیم کاربیدها و نیتریدهای پایداری را در ماتریکس فولاد تشکیل می دهند. این ذرات ریز بهعنوان مانع عمل میکنند، مرزهای دانهها و حرکات نابجایی را که مسیرهای اصلی تغییر شکل خزش هستند، میچسبانند. بنابراین، طراحی قطعات برای سرویس در دمای بالا باید نرخ خزش مورد انتظار را در طول عمر مورد نظر در نظر بگیرد و اطمینان حاصل کند که تغییر شکل انباشته شده از حد مطمئن قبل از تعویض یا بازرسی برنامه ریزی شده تجاوز نمی کند.
| حالت شکست | علت اولیه | عناصر کلیدی کاهش دهنده آلیاژی |
|---|---|---|
| اکسیداسیون | واکنش شیمیایی با اکسیژن در دمای بالا | کروم (یک لایه اکسید محافظ را تشکیل می دهد)، آلومینیوم، سیلیکون |
| خزش | تغییر شکل وابسته به زمان تحت تنش در دمای بالا | مولیبدن، تنگستن، وانادیم (کاربید/نیتریدهای پایدار را تشکیل میدهند) |
| ترک در دمای بالا | از دست دادن شکل پذیری و تنش های حرارتی | نیکل (آستنیت را تثبیت می کند، چقرمگی را بهبود می بخشد)، منگنز |
ترک خوردن در a لوله فولادی مقاوم در برابر حرارت در دماهای بالا می تواند به اشکال مختلفی ظاهر شود که اغلب به پایداری ریزساختاری مواد و تنش های عملیاتی متحمل می شود. یکی از انواع متداول ترک خوردگی خستگی حرارتی است که از تکرار سیکل های گرمایش و سرمایش حاصل می شود. بخشهای مختلف لوله، مانند بخش دیواره ضخیم در مقابل یک فلنج با دیواره نازک، با سرعتهای متفاوتی منبسط و منقبض میشوند. این حرکت دیفرانسیل تنش های حرارتی چرخه ای ایجاد می کند که می تواند ترک ها را در طول زمان شروع و منتشر کند. شکل دیگر گسیختگی خزشی است که مرحله نهایی فرآیند خزش است که در آن ماده به حدی تغییر شکل داده است که دیگر نمی تواند بار وارد شده و شکستگی را تحمل کند. شکل موذیانه تر ترک خوردگی مربوط به قرار گرفتن طولانی مدت در محدوده دمایی خاص است. به عنوان مثال، برخی از فولادهای مقاوم در برابر حرارت اگر در یک پنجره دمایی خاص نگهداری شوند، در طول زمان میتوانند شکننده شوند که منجر به از دست دادن شکلپذیری و حساسیت بیشتر به ترکخوردگی تحت تنش میشود. این پدیده می تواند با وجود تنش های پسماند ناشی از جوشکاری یا شکل دهی تشدید شود. افزودن عناصری مانند نیکل به حفظ ریزساختار انعطاف پذیر و پایدار مانند آستنیت کمک می کند که در برابر این نوع تردی مقاوم تر است. عملیات حرارتی مناسب پس از ساخت نیز گامی حیاتی برای کاهش این تنشهای پسماند و افزایش مقاومت مواد در برابر ترکخوردگی در طول سرویس است.
حساسیت الف لوله فولادی مقاوم در برابر حرارت اکسیداسیون، خزش و ترک توسط هیچ عامل واحدی تعیین نمی شود، بلکه توسط تعامل پیچیده دما، تنش و محیط عملیاتی تعیین می شود. سرعت هر سه مکانیسم تخریب به طور تصاعدی با دما افزایش می یابد. لوله ای که در دمای 600 درجه سانتیگراد کار می کند بسیار سریعتر از لوله مشابهی که در دمای 500 درجه سانتیگراد کار می کند تخریب می شود. سطح تنش، خواه ناشی از فشار داخلی، بارهای خارجی یا گرادیان های حرارتی، محرک اصلی برای ترک خوردگی خزش و خستگی است. محیط شدت اکسیداسیون را تعیین می کند. یک اتمسفر تمیز و خشک بسیار کمتر از جوی حاوی بخار، اکسید گوگرد یا کلرید است. به عنوان مثال، بخار آب می تواند اکسیداسیون کروم را تسریع کند، هیدروکسید کروم فرار را تشکیل می دهد و لایه اکسید محافظ را تخلیه می کند. کلریدها می توانند به لایه های اکسیدی نفوذ کنند و باعث ایجاد ترک خوردگی ناشی از استرس شوند. بنابراین، انتخاب گرید صحیح فولاد مقاوم در برابر حرارت، فرآیند تطبیق ترکیب آلیاژی خاص آن با ترکیب پیشبینیشده این سه عامل است. فولاد طراحی شده برای محیط های اکسید کننده خشک ممکن است برای کاربردهای با گوگرد بالا مناسب نباشد، که اهمیت درک کامل شرایط خدمات را برجسته می کند.
با توجه به خطرات ذاتی تخریب در دمای بالا، انتخاب a لوله فولادی مقاوم در برابر حرارت یک تصمیم مهندسی حیاتی است. این فرآیند با تجزیه و تحلیل دقیق شرایط عملیاتی، از جمله دماهای حداکثر و حداقل، فشار داخلی، بارهای مکانیکی خارجی و ترکیب شیمیایی سیال فرآیند و جو اطراف آغاز می شود. بر اساس این تجزیه و تحلیل، یک عیار فولاد مناسب انتخاب می شود. به عنوان مثال، فولادهای کروم-مولیبدن با آلیاژ پایین تر مانند P11 یا P22 ممکن است برای دماهای متوسط انتخاب شوند، در حالی که فولادهای زنگ نزن آستنیتی با آلیاژ بالاتر مانند TP304H یا TP316H برای شرایط شدیدتر شامل دماهای بالاتر و محیط های خورنده تر ضروری هستند. برای سختترین کاربردها، مانند نیروگاههای فوق بحرانی، ممکن است به آلیاژهای پیشرفته مبتنی بر نیکل نیاز باشد. طراحی سیستم لوله خود عوامل ایمنی برای خزش را نیز در بر می گیرد. مهندسان از دادههای آزمایشهای گسیختگی طولانیمدت خزش برای محاسبه حداقل ضخامت دیواره مورد نیاز لوله استفاده میکنند تا اطمینان حاصل کنند که در طول عمر طراحی خود به حد گسیختگی خزشی خود نمیرسد. این فلسفه طراحی تصدیق می کند که تخریب رخ خواهد داد اما هدف آن مدیریت آن در محدوده ایمن است.
| درجه فولاد (مثال) | عناصر آلیاژی کلیدی معمولی | محدوده دمای برنامه رایج |
|---|---|---|
| P11 (Cr-Mo) | ~1.25٪ کروم، ~0.5٪ مولیبدن | تا حدود 595 درجه سانتیگراد |
| P22 (Cr-Mo) | ~2.25٪ کروم، ~1٪ مولیبدن | تا حدود 650 درجه سانتیگراد |
| TP304H (آستنیتی زنگ نزن) | ~ 18٪ کروم، ~ 8٪ نیکل | تا حدود 815 درجه سانتیگراد |
| TP316H (آستنیتی زنگ نزن) | ~ 16٪ کروم، ~ 10٪ نیکل، ~ 2٪ مولیبدن | تا حدود 845 درجه سانتیگراد، مقاومت در برابر خوردگی بهتر |
حتی با مناسب ترین انتخاب مواد و طراحی محافظه کارانه، عملیات طولانی مدت a لوله فولادی مقاوم در برابر حرارت نیاز به یک استراتژی بازرسی و نگهداری پیشگیرانه دارد. روش های تست غیر مخرب (NDT) برای نظارت بر سلامت سیستم لوله کشی ضروری است. از تست اولتراسونیک (UT) می توان برای اندازه گیری ضخامت دیواره لوله استفاده کرد و هرگونه تلفات مواد در اثر اکسیداسیون یا فرسایش را تشخیص داد. آزمایش رادیوگرافی می تواند آسیب خزش داخلی یا مراحل اولیه ترک خوردگی را شناسایی کند. تکنیکهای بازرسی سطحی، مانند تست نفوذ رنگ یا ذرات مغناطیسی، برای یافتن ترکهای سطحی که ممکن است از خستگی حرارتی شروع شده باشند، استفاده میشوند. برای خزش در دمای بالا، می توان کرنش سنج هایی نصب کرد تا تغییر شکل لوله را در طول زمان به طور مستقیم اندازه گیری کند. دادههای جمعآوریشده از این بازرسیها به اپراتورهای کارخانه اجازه میدهد تا تخریب لولهها را ردیابی کنند و قبل از وقوع یک خرابی فاجعهبار برای تعمیرات یا تعویض برنامهریزی کنند. فعالیت های تعمیر و نگهداری ممکن است شامل تمیز کردن برای حذف رسوبات خورنده، جایگزینی بخش های آسیب دیده، یا انجام عملیات حرارتی برای کاهش استرس باشد. این مدیریت چرخه حیات مداوم، بخش مهمی برای اطمینان از اینکه لوله همچنان به الزامات ایمنی خود در طول عمر سرویس خود پاسخ می دهد، است.